تبليغاتX
ساندویچ

 

تا زمانی که آخرین ترانه نباشد هنوز از دست نرفته ایم. 

 

                                                                            

  دیالوگی از فیلم رقصنده در تاریکی


 

اینجا شما نمی دانید در حال نگاه کردن به یک فیلم موزیکال هستید یا فیلمی فلسفی که کارگردان  واقعیات زندگی را به ریشخند می گیرد یا یک درام خانوادگی که مادری در آن سعی دارد به هر شکل فرزندش را از کوری مطلق نجات دهد...
"سلما" مادری است مهاجر(اهل چک که به امریکا آمده) که به خاطربه ارث بردن بیماری خانوادگی در حال کور شدن است . او با پنهان کردن کم شدن بینایی خود سعی دارد با کار کردن در یک کارخانه هزینه جراحی تنها فرزندش که از این بیماری ارثی در امان نمانده را تهیه کند...اما در این میان وقتی پلیسی با سواستفاده از ضعف بینایی "سلما" تمام پس انداز او را می دزدد ، "سلما" مجبور می شود برای بازپس گرفتن آنچه حق اوست از پلیس دزدی کند و در این کشاکش به طور ناخواسته وی را بکشد و اینگونه "سلما" محکوم به اعدام می شود.
در سرتاسر فیلم اندوه لطیفی لحظه به لحظه ، بیننده را نوازش می کند و او را واردار می کند دور از رویاهای "سلما" که همگی در موزیک غوطه ور است به واقعیت های تلخ زندگی پوزخند تلخ تری بزند. به این تریتب در پایان فیلم هنگامی که تمام آنچه احساس می کنید جز اندوه و رنج "سلما" نیست شاید خود را سرزنش کنید که چطور کنترل احساسات خود را به دست کارگردان سپردید تا این طور شما را تلخ کند.

فیلم رقصنده در تاریکی با به تصویر کشیدن رنج های انسان در دنیای آرام بخش موسیقی سعی دارد با نگاهی فلسفی به همه چیز کنایه بزند.
"سلما" مهاجری که بینایی اش رو به تاریکی مطلق می رود ،  حقایق را در تاریک ترین دنیا به بیننده نشان می دهد.این جاست که تاریکی به عنوان نمادی از غم و اندوه و رنج فراوان در مقابل موزیک و رقص به عنوان نمادی از شور و  نشاط و زندگی ، شما را متوجه تضاد میان رویا و واقعیت می کند.
"
سلما" زنی است كه از پشت عینک ته استکانی اش و در رؤياي آهنگين خود، دنياي آرماني خويش را مي سازد و در جهان پيرامون، عقوبت عشق خود به فرزندش را تحمل مي كند. علاقه ای که تمام چارچوب های روابط بشری را می شکند و حتی از زندگی او هم می گذرد.
به نظر می رسد "سلما" زنی تنها در دنیایی بی رحم است یا کودکی است که نمی داند در اطرافش چه می گذرد.اما حقیقت این است که "سلما" مادری است که می خواهد در دنیای تاریک را به روی فرزندش ببندد و تنها راه روشنایی را باز بگذارد.او فارغ از تمام دغدغه هایی که همه ما داریم در دنیای تاریک خیالش که سرشار از رنگ و نور و موسیقی است ، در دنیایی زندگی می کند که دوست دارد زندگی کند.
رقصنده در تاریکی بی شک فیلمی است که با به نمایش گذاشتن رنج و اندوه انسانی ساده و پاک قصد دارد احساسات بشر دوستانه بیننده را تحریک کند.
صحنه هاي موزيكال فيلم با ترانه هايي ناملموس اما هيجان انگيز و زيبا نقاط قوت اين فيلم به شمار مي آيد. بيورك که یکی از مشهورترین خواننده های پاپ ايسلندي است در این فیلم با بازی کردن در نقش "سلما" برخي از بهترين ترانه هايش را در اين فيلم اجرا مي كند. در تقابل ترانه «I've seen it all» ـ كه داراي مضمون زندگي صنعتي توأم با ضرباهنگ است ـ با ترانه «Scatter heart» ـ كه در ابتدا به صورت نواي لالايي مخوفي در فيلم حضور دارد و در ادامه ريتمي شديداً عاطفي به خو د مي گيرد ـ جمله "تو فقط كاري را انجام دادي كه بايد مي كردي" كليشه وار در ضمير ناخودآگاه مخاطب ثبت و موجب مي شود كه اين تقابل، در كل جريان فيلم جاي خود را به موازنه اي متعادل و تأثيرگذار بدهد.
در محيط كارخانه، بر روي ريلهاي قطار، در دادگاه يا در سلول زندان، هر صداي كوچكي در وجود «سلما»، رؤياي موزيكال را بيدار مي كند. اما از دسته اركستر و نورپردازان و سكوي اجرا خبري نيست. شخصيتها خودشان هستند، صحنه ها بكر و دست نخورده مي مانند و تنها اين "سلما"ست كه همه را در رقصي رؤياگونه تصور مي كند و همين عامل به او اجازه مي دهد كه واقعيت نويني نهد و آرامش شوم تاريكي را ـ تاريكي دنياي نابينايان و دنياي حقيقي كه او را دربرمي گيرد ـ در هم شكند.
 نقطه اوج عاطفي فيلم صحنه اي
است كه سلما در سلول تنگ زندان به خواندن ترانه «My favorite thing» مشغول است و به گفته منتقد بزرگ Godfry Cheshire ، کارگردان(فون تریر) با ساخت اين فيلم درصدد است كه به ما نشان دهد قادر به خلق آن واقعيت نامعقول و توجيه ناپذيري است كه ما را مجذوب خود كند.
در
فیلم های موزيكال كلاسيك همه چيز جاودانه و درخشان است و مرگي دركار نيست اما در رقصنده در تاريكي بندرت مي توان لبخندي را برپهنه هراس و تشويشي كه داستان را پي مي نهد ترسيم كرد.
 متهم نهايي آنچنان كه همواره در اکثر فيلم هاي "فون ترير" مرسوم بوده شكست ناپذير است و سرسختانه بررشته زندگي چنگ مي زند در حالي كه رقصنده در تاريكي به نجوا به ما مي گويد: تا زماني كه اين آخرين ترانه نباشد هنوز از دست نرفته ايم.
فیلم رقصنده در تاریکی به کارگردانی فون تریر توانست جایزه نخل طلایی را در سال 2000 از آن خود کند.
اگر شما هم فیلم رقصنده در تاریکی را ببینید ، اعتراف خواهید کرد که این فیلم یکی از تلخ ترین فیلم های تاریخ سینما است و واقعیت به طرز وحشتناکی با توهمات و رویا های ما متفاوت است.

+ نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1385ساعت توسط ساندویچ |

"مکعب سیاه سادگی مطلق است.ساده ترین حجم چه می تواند باشد؟مکعب.و ساده ترین رنگ چه می تواند باشد؟سیاه.شکل کاملا گویاست سادگی مطلق برای رسیدن به ابهت مطلق"
                                                                                                        سفر به خانه آزاد شده
                                                                                                                                           سید ابراهیم نبوی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 سفر به خانه آزد شده سفر نامه ای است که سید ابراهیم نبوی طنز پرداز سیاسی در سفرش به مکه و مدینه نوشته است او در قبال نوشته های طنزدر ستون پنجم روزنامه جامعه جایزه  قلم بلورین و سفر عمره به مکه و مدینه را دریافت کرد.نبوی که به خاطر همین نوشته های طنز حدود یک ماه در حبس بود در مقدمه کتاب آورده است"به خاطر همین نوشته ها یک ماه هم به زندان افتاده بودم و در همانجا به بازجوی خودم گفته بودم که من به خاطر همین اتهامی که به زندان آمده ام یک سال دیگر جایزه خواهم گرفت و به حج خواهم رفت..."
کتاب  دوازده بخش دارد که هر بخش خطره یک روز از سفر است.همه چیز از ترمینال شماره یک فرودگاه بین المللی مهر آباد شروع می شود.هفت روز در مدینه می گذرد و و چهار روز هم در مکه.
نبوی از همان ابتدا همه چیز را با دقت زیر نظر دارد از نوع پوشش افراد تا نحوه رفتار آدم ها با یکدیگر  به طور کلی به همه چیز توجه می کند"نکته جالب در مدینه عدم حضور زنان در شهر است و تقریبا در همه ماشین ها مردان نشسته اند.نکته جالب دیگر آدم هایی هستند که دمپایی یا نعلین به پا دارندوتقریبا همه همینطورندو نکته جالب دیگر تفاوت راه رفتن ادم ها در این شهر است" گاهی با لطافت از مکان های مقدس می گوید"فضا هاله از قدرت را در خود دارد"
در بخشی از کتاب نیز به مقایسه مسلمانان جهان با مسلمانان ایرانی می پردازد و به نوع پوشش مسلمانان دیگر کشور ها اشاره می کند به عقیده خود احتمالا این امر به نحوه زندگی مردم بستگی دارد"شاید این نکته واقعیت داشته باشد که تمام کشور های جهان اسلام از ما به غرب وابسته ترند و به قول مدیران سیاسی نوکر آنها یا جیره و مواجیب بگیر آن ها محسوب نمی شویم اما به هر حال در این حرم تا محرم نشده ایم و لباس احرام نپوشیده ایم به گمانم نا محرم ترین این مسلمانها هستیم"
او در نوشته هایش و زمانی که در مکان های مقدس حضور میابد خود را در برابر شخصیت های دینی حقیر می بیند"جای پای حضرت رسول(ص)جای پای زهرای اطهر(س)جای پای علی (ع)در تمام این مکان بوده است.ترسم می گیرد.یعنی من کمترین کوچک این دنیا پا به جای پای علی و فاطمه و محمد گذاشته ام؟"و از آدم هایی می گوید که حج برایشان نه یک سفر زیارت که سیاحت است از همین روست که سفر به خانه آزاد شده با دیگر سفر نامه های حج متفاوت است در واقع نبوی در کنار شرح اعمال حج روزمرگی هایی را که انسان ها با آن بر خورد دارند نیز فراموش نکرده.علاوه بر این  به توصیف محیط و مکان های زیارتی نیز پرداخته است. او در معرفی محیط داستان ها و حکایت هایی نیز نقل می کند  "مسجدالغمامه مسجدی است که پیامبر اکرم(ص)در شرایط گرمای تند که بسیاری از مسلمانان را دچار ناراحتی کرده بود از خداوند خواست تا ابری به آسمان بیاید وقدری از گرما بکاهد"
شاید زیبا ترین بخش کتاب توصیفی است از زمانی  که در بیت الحرام حضور میابد"پاک پاک گناهم را در خیابان گذاشته ام و بی هیچ چیز آمده ام.و حالا فقط قطره ای هستم و در کنارم آدم ها قطره قطره بر زمین ریخته اند...یک فطره از دریا و قطره هایی در کنارت.ثروت تو پارچه ای سفید است و نا چیز همین!"
با توجه به شرح کامل اعمال حج سفرنامه ای کامل به نظر می رسد که مایه های طنز را هم در آن می توان حس کرد تا فراموش نکنی سفر نامه را یک طنز نویس نوشته"آرام آرام همه چيز ايرانی می‌شود. مسئولان محترم از همان دم در و هنگام تبريك
اعلام می‌كنند كه هر كسی وارد می‌شود آب ميوه خودش را بگيرد. از همان نوع ايرانی‌گری كه در سال های اخير مد شده است. همه جهانيان بايد بدانند كه حاج آقا به تمام زائران آب ميوه اعطا كرده است. و بعد در گزارش كار بياييد و بعد از صدا و سيما پخش شود و بعد در نماز جمعه مورد توجه قرار بگيرد و بعد در گزارش كار بياييد و بعد از صدا و سيما پخش شود و بعد در نماز جمعه مورد توجه قرار بگيرد...اجتماع آبمیوه گیر ها راه را برای وارد شوندگان بند می آورد و همین باعث می شود که تلاش برای حمایت از خواهران و لاجرم جدا ساختن ورودی برادران آغاز شود ودر نتیجه بلبشویی می شود آن سرش نا پیدا...بر در و ديوار ولادت فاطمه زهرا (س) را تبريك گفته‌اند. داخل كه می‌روی شگفتی بيشتر می‌شود. يك مداح محترم و عزيز در حال ذكر احوال حضرت فاطمه (س) است و بقيع. گريه حضار بلند است. هر كلمه از دهان او صادر می‌شود سريعاً گريه را به آسمان می‌برد ... مداح با غم غريبی می‌خواند: خدايا امشب شب ولادت فاطمه (س) است و جمعيت می‌زند زير گريه، گريه عجيب و غريب!"

+ نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1385ساعت توسط کچاب |